آخرین نظرات

در پاسخ به: هنر مهدوی

نظر از: رحیمی [عضو] 

هل الیک یابن احمد سبیل فتلقی
آیا بسوی تو ای پسر احمد راهی هست که ملاقات شوی!؟

آقای خوبم سلام!

آرزوی شیرین هر لحظه
این منــِ خطاکار …

اللهم عجل لولیک الفرج!

جمعه‌ها طبع من احساس تغزل دارد
ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم
مانده ام بی‌تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز
ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز
می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت، تنها
تکیه بر کعبه بزن، کعبه تحمل دارد…

سید حمیدرضا برقعه ای

http://mohadese-borojerd.kowsarblog.ir

1397/09/23 @ 12:00

در پاسخ به: جامانده

نظر از: کنارگندم زار [عضو] 

خدا کنه اولین و آخرین زیارتم نباشه فقط😭

1397/09/20 @ 17:42

در پاسخ به: جامانده

نظر از: مفرد مونث غایب [عضو] 

5 stars

آره … میفهمم چی میگی…
منم اولین بار که رفتم کربلا دلم میخواست اصلا برم نجف مجاور بشم… اما نشد

1397/09/20 @ 15:56

در پاسخ به: جامانده

نظر از: کنارگندم زار [عضو] 

سلام، من که همش میگم کاش خودم جا مونده بودم:|

1397/09/19 @ 18:06

در پاسخ به: جامانده

نظر از: مفرد مونث غایب [عضو] 

5 stars

سلام :-)
منم تو کربلا کفشداری حرم امام حسین علیه السلام کفشم گم شد :) بعدش با دمپایی پلاستیکی برگشتم خونه :)
کفش چرم در ازای دمپایی پلاستیکی :)
ارزش داشت عوضش یکم قلبم از سیاهی دراومد از غرورم کم شد

1397/09/19 @ 15:55

در پاسخ به: بال فروتنی

نظر از: خاتون بیات [عضو] 

خدا رحمتشون کنه.
ممنون که اینجا هم سری زدید.

1397/09/18 @ 20:28

در پاسخ به: بال فروتنی

نظر از: مدرسه علمیه کوثر اصفهان [عضو] 

سلام
خدا رحمت کنه مادربزرگمو
اونم همینطوری بود
ولی من بینهایت دوستش داشتم
حیف وقتی میرم خونشرجاخالیش بد تو ذوقم میزنه

1397/09/18 @ 11:02

در پاسخ به: جامانده

نظر از: کنارگندم زار [عضو] 

سلام، ان شاالله هیچوقت دیگه لنگ نمونین

1397/09/18 @ 10:23

در پاسخ به: جامانده

نظر از: مدرسه علمیه کوثر اصفهان [عضو] 

سلام
من هم حلقه کیفم را گم کردم دستش قطع شده
اگه خود کیف منعدم میشد بهتر بود
اینجوری موندم لنگ

1397/09/18 @ 09:33

در پاسخ به: جامانده

نظر از: کنارگندم زار [عضو] 

ممنون از حضورتون

1397/09/17 @ 20:51

در پاسخ به: جامانده

نظر از: 1234 [بازدید کننده]

1234

چرند بود

1397/09/17 @ 20:43

در پاسخ به: هنر مهدوی

نظر از: ساناز سجادی [عضو]

5 stars

إذا جاء نصرالله و الفتح
و رأیت الناس یدخلون فی دین الله أفواجا

ان شاءالله همین کج و ماوج ها درست میشن زمان ظهور حضرت
خدا کمک کنه ماهام آدم باشیم اون موقع إن قلت وارد نکنیم تو کار آقا… ان شاءالله، آمین…

مطلب جالبی بود

1397/09/13 @ 23:35

در پاسخ به: بوی بهشت و بوی خون

نظر از: عابدی [عضو] 

3 stars

سلام
خوشحال میشم که به وبلاگ ما سر بزنید ونظر خودتونم بگید

http://ivan.kowsarblog.ir/

1397/09/13 @ 08:45

در پاسخ به: خروج از مرز 

نظر از: دهسنگی [عضو] 

5 stars

سلام
مطالب زیبایی دارید
خوشحال میشم به وبلاگم سربزنید
http://kovsar-aliabad.kowsarblog.ir/
یاعلی(علیه السلام)

1397/09/10 @ 12:57

در پاسخ به: بال فروتنی

نظر از: محمدی [عضو] 

سلام فرزندان امروزی از این هم پستر رفته اند به دیدار مادرانی که سودایی هم نیستند نمیروند.

1397/09/07 @ 15:19

در پاسخ به: با خبر 

نظر از: مفرد مونث غایب [عضو] 

5 stars

همسر طلبه خیر دنیا آخرته
ماهم زندگی طلبگی داریم
اما الحمدلله با یکم سلیقه خدا کمک میکنه خیلی مراسمات رو خوب راه میندازیم
مثلا دست و پاشکسته برا خودم خیاطی میکنم و…

1397/09/04 @ 23:12

در پاسخ به: بال فروتنی

نظر از: مفرد مونث غایب [عضو] 

5 stars

سلام

امیدوارم این داستان واقعی نباشه
وقتی خوندمش از درد قلبم فشرده شد

خیلی بچه های بی انصافی هستن…
آدم به سن پیری و فرتوتی که میرسه این مدلی میشه دست خودشون نیست
وقتی ما یه کوچولو سرمون درد میگیره حوصله هیچ کس و هیچ چیز رو نداریم؛ چه برسه ب مُسن ترها که اکثرا مریض احوال هستن!
وقتی مادر خودم گاهی چیزی میگه اون لحظه به این فکر میکنم که آدم نمیدونه چند وقت دیگه پدر و مادر داره…

نتیجه گیری خوبی کردین؛ خداخیرتون بده

1397/09/04 @ 18:01

در پاسخ به: بال فروتنی

نظر از: خاتون بیات [عضو] 

سلام علیکم.
متشکرم از حضورتون. بله. محبت گرمای وجود رو بیشتر میکنه و اثر مثبت روی افراد سوداوی داره.
موید باشید ان شاء الله

1397/09/04 @ 16:30